تبلیغات
احمدی نژاد در محاصره
 
احمدی نژاد در محاصره
اللهم عجّل لولیک الفرج
پنجشنبه 9 شهریور 1396 :: نویسنده : کاووس رکوفیان
 ( چرا به ما نمی گویید ؟)
 _  بله سال 70 شاید هم 71. آقا برافروخته شدند. این عین عبارت آقاست: اگر این فیلم مبتنی بر درام است که حرفی نیست ولی اگر مبتنی بر واقعیات است من حرف دارم. آقای سیدمهدی شجاعی که نویسنده فیلمنامه بود، گفت: متاسفانه مبتنی بر واقعیات است. و من هم ادامه دادم که این فیلم فقط گوشه‌ای از واقعیت است و اگر می‌خواستیم همه آن را نشان دهیم فیلم ظرفیت این همه تلخی را نداشت و بعد مصداق‌هایی را هم آوردیم. و باز این عین عبارت آقاست که خطاب به مسئولینی که آنجا بودند، گفتند: اگر چنین است چرا به ما نمی‌گویید. چرا به ما گزارش داده نمی‌شود. با همین لحن. که بعدها از ما گزارش خواستند و ما هم گزارش‌هایمان را مکتوب کردیم و فرستادیم و اولین نتیجه آن، این بود که کل مسئولین آن منطقه عوض شدند. می‌خواهم نگاه و برخورد آقا را تشریح کنم که می‌دانند هنر متعهد و انقلابی آن است که در آن درد وجود داشته باشد تا مسئولین ببینند و در جهت رفع آن‌ها برآیند. . .   http://www.khabaronline.ir/detail/381251/culture/cinema




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 31 مرداد 1396 :: نویسنده : کاووس رکوفیان
"همه با هم کنار آمدند"

خلاصه وضعیتِ "نظام" در نبود "موی دماغ"ی به نام احمدی نژاد از زبان سعید حجاریان !

دیگر نه حرف رهبری روی زمین مانده است، نه انحرافی وجود دارد، نه اوضاع اقتصادی کشور فاجعه بار است، نه وزیر کوتوله و ناکارامد وجود دارد، نه اسلام در خطر است، نه اختلاس میشود، نه ورزشگاه رفتن بانوان دین مردم را به خطر می اندازد، نه تحریم هستیم، نه قاچاق کالا داریم، نه تولید متوقف شده است و نه رکود بر بازار حاکم است.

احمدی نژاد هم اگر "با همه کنار می آمد" امروز "ذخیرۀ نظام" بود و حتی اگر از قیام عاشورا درسِ تعامل سازنده و مذاکره می گرفت، وزیر خارجه اش با وزیر خارجۀ امریکا در خیابان های لوزان قدم می زد، جاسوس از کنار مدیران ارشد دولتش توسط سپاه دستگیر میشد، از "اعدام" مجاهدین خلق انتقاد می کرد، سندِ 2030 را می پذیرفت و فرهنگ جهاد و شهادت را از کتب درسی حذف می کرد، از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با عنوانِ "دولت با تفنگ" نام میبرد و از برگزاری رزمایش های سپاه جلوگیری می نمود و اقتدار موشکی کشور را تخطئه میکرد، محبوبِ "سامانۀ مخفی" بود و نزدیکانش مانند رحیمی و بقایی و خراسانی حتی اگر رهبری بارها بر محاکمه و برخورد با آنها تأکید میکردند، "ذخیرۀ" نظام نامیده شده و از ایشان در بالاترین رده های حکومتی استفاده میشد.

تا "معمای احمدی نژاد" حل نشود و مردم به دنبال پاسخی قانع کننده برای این همه "استاندارد دوگانه" نباشند، رهبری همچنان تنها خواهد ماند و منویات ایشان هر روز لگد مال خواهد شد و "عدالت" هر روز جلوی پای "اشراف" ذبح خواهد گردید . 
https://t.me/tahlil_haye_fanni




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 11 مرداد 1396 :: نویسنده : کاووس رکوفیان
 ناگفته های تکان دهنده از ماجرای ربودن و مرگ #بنیتا!!

بی مسئولیتی و ضعف شدید #قوه_قضائیه و #نیروی_انتظامی در پرونده بنیتا‼️

در پرونده #بینتا، بسیاری از حقایق تلخ که نشان از اوج بی مسئولیتی قوه قضائیه و نیروی انتظامی میباشد، ناگفته مانده است.
 نکات زیر نه فقط مختص پرونده بنیتا، بلکه واقعیت تلخ و اسفناک رویه جاری دستگاه قضایی و دستگاه انتظامی حافظ امنیت عمومی جامعه میباشد.

 سارق خودروی حامل بنیتا، یک سارق حرفه ای بوده که پیش از این، #130فقره سابقه سرقت داشته است‼️

قاضی این پرونده یک ماه قبل در آخرین مرتبه بعد دستگیری مجرم، با علم به سوابق این سارق حرفه ای که با این تعداد سرقت، جزء سارقین بسیار خطرناک و خاص محسوب  میشود، وی را تنها با یک #فیش_حقوقی آزاد کرده است!!

این امر از دیدگاه همه کارشناسان حقوق و وکلای خبره بسیار سئوال برانگیزاست!

 قطعا باید بررسی شود این قاضی فاسد و مجرم، چه رابطه ای با این سارق حرفه ای خطرناک و جنایتکار داشته است!؟

 این سرقت جنایتکارانه و وقیحانه در روز پنج شنبه 29تیر96 رخ داده است.
این روز شهادت امام صادق و روز تعطیل بوده است و روز بعد نیز جمعه بوده است،
شواهد مستند و غیر قابل انکار، نشان میدهد که نیروی انتظامی حافظ امنیت مردم!!!  در این دو روز تعطیل و همزمان با وقوع جرم، مطلقا هیچگونه اقدامی جهت بررسی و ردیابی مجرم  و کمک به خانواده #بنیتا انجام نداده است!!
آن هم در شرایطی که وجود کودک شیرخواره در خودرو به پلیس اطلاع داده شده و بدیهیست که با شرایط کودک احتمال مرگ سریع وی قابل پیش بینی بوده است.

 در همین رابطه مادر بنیتا میگوید:
وقتی بعد از سرقت به کلانتری رفتم، به من گفتند امروز تعطیل است، بگذارید دو روز دیگر، بعد تعطیلات!!!
در حالی که متوجه شدند که در این خودرو کودکی شیرخواره وجود دارد!!
مادر بنیتا میگوید از مامورین ناجا پرسیدم: اگر ما امروز کسی را بکشیم ما را نمیگیرید؟
مامور نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران! صراحتا جواب میدهد: نه چون امروز تعطیل است!!!

پس با این حساب مردم ایران باید آگاه شوند که در نظام مقدس جمهوری اسلامی: #مجرمین_تعطیلات_آزادند!!

فرمانده پلیس تهران، سردار ساجدی نیا، و سرهنگ محمدیان، ر ئیس پلیس اگاهی تهران، به دروغ و با کمال وقاحت و بیشرمی در مصاحبه با خبرنگاران اعلام کردند  که از همان ساعت اول تمام تلاش خود را برای این پرونده و پیدا کردن خودرو و بنیتا انجام داده اند!!
که فقط یک دروغ بیشرمانه است،
 پلیس تا روز شنبه یعنی تا بعد از 48 ساعت از وقوع  جرم هیچگونه اقدامی انجام نداده است!!

 سه روز بعد از سرقت خودرو و و ربودن بنیتا در مراجعه ای که پدر وی به سردار ساجدی نیا، فرمانده پلیس تهران داشته، در پاسخ کمک عاجزانه پدر بنیتا، وی بجای اینکه قول انجام اقدامات گسترده و تخصصی و فنی پلیسی را بدهد به وی می گوید:
"14هزار صلوات نذر کنید تا فرزندتان پیدا شود!! "

 سارق اصلی پس از سرقت خودرو؛ و  پس از اینکه با کمک دوست خود بخشی از لوازم از خودرو را برمیدارد، امان روز سرقت ، یعنی پنج شنبه29 تیر ، پراید حامل کودک را را در یکی از خیابانهای اصلی و پرتردد مامازند پاکدشت ورامین که در فاصله تقریبا نزدیک از محل سرقت قرار دارد پارک میکند و می رود.

سارق از مجرمان کاملا شناخته شده وسابقه دار منطقه پاکدشت بوده که طبعا بر اساس اصول اولیه اطلاعاتی عملیاتی، پلیس باید ابتدا جهت بازجویی به سراغ مجرمان سابقه دار همان منطقه برود که این کار بدیهی نیز انجام نشده، و نهایتا روز چهارشنبه 6 روز بعد این کار انجام میشود!

طبق اصول پلیسی اگر خودرویی سرقت شود، و محل پارک خودرو در محدوده محل وقوع سرقت باشد و پنهان نشده باشد، با اعلام سراسری پلاک ومشخصات خودرو، واحدهای تجسس باید بتوانند به سرعت خودو را کشف کنند.
اما در این مورد اولا اساسا تا 48ساعت  هیج اقدامی صوررت نمیگیرد چرا که ماموران ناجا در #تعطیلات بوده اند!!
دوم اینکه، ماموران ناجا، به حدی بی کفایت و یا بی توجه بوده اند که خودرو در منظر عمومی و محل پرتردد را تا6 روز بعد پیدا نمیکنند!!
طبعا اگر اینگونه نبود، با یک تجسس ساده ناجا در همان روز وقوع جرم  و با توجه به پارک خودرو در خیابان اصلی و قابل رویت ، به راحتی خودرو و کودک داخل آن زنده کشف میشد.

اما ظاهر برای ناجا جان و مال شهروندان چندان اهمیتی ندارد!!

و این در شرایطی است که در همه روزهای سال حتی ایام تعطیل و در همه نقاط، حتی کوه و دشت!! مامورانی که وظیفه شان ایجاد مزاحمت برای شهروندان تحت عنوان #گشت_ارشاد میباشد، حاضر وفعالند!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 تیر 1396 :: نویسنده : کاووس رکوفیان
( عزل رئیس دستگاه قضا  )
در کشور ما ، رئیس جمهور که برای مدت چهار سال به طور مستقیم با رای ملت ، انتخاب می شود از چندین مرجع ، نظارت می شود . مجلس شورا می تواند رای به عدم کفایت و عزل رئیس جمهور دهد .
رهبری نظام می تواند تنفیذ حکم رئیس جمهور را کان لم یکن اعلام نماید .
دیوان عالی کشور می تواند به اتهامات وارده بر رئیس جمهور کشور ؛ رسیدگی کرده و وی را محکوم و عزل نماید .
در کشور ما  ، رئیس دستگاه قضا ، از طرف رهبری به مدت 5 سال و طبق روال فعلی به مدت ده سال انتخاب و منصوب می شود .
خود رهبری هم که هر ساله در دیدار رئیس این دستگاه و دیگر قضات و مسوولین آن ، از آنها تعریف و تمجید و اظهار رضایت می نمایند .
ما مردم ، شکایت از آملی لاریجانی و  مدیریت وی و دستگاه زیر نظر وی را به کجا باید ببریم ؟!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
( اوج احترام به افکار عمومی در خاندان لاریجانی ها )
15 بهمن 91 ، رئیس جمهور وقت کشور ( یعنی شخص دوم مملکت طبق قانون اساسی )  فردی را با سند ، متهم به ارتشا و سوء استفاده از قدرت خاندان خود نمود ؛ کجا ؟ در مجلس شورای اسلامی یعنی در حضور نمایندگان مردم !
شخص اول کشور یعنی مقام رهبری  ، این عمل را نکوهش و تقبیح نمودند !
افکار  عمومی  به شدت نسبت به سرانجام این چالش حساس و مطالبه گر شده بود .
اکنون 5 سال از آن تاریخ گذشته است . هرگز دادگاهی تشکیل نشد لاجرم حکمی مبنی بر برائت یا مجرمیت جناب فاضل لاریجانی هم ، صادر نگردید !
انگار شتر دیدی ندیدی !
این است اوج احترام و پاسخگویی لاریجانی ها به مردم !




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
بسم الله الرحمن الرحیم

اللّهمّ عجّل لولیّك الفرج والعافیه والنّصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه
ملت شریف و بزرگوار ایران
سلام و درود خداوند بر شما و همه موحدان و مومنان و آزادی خواهان و عدالت طلبان جهان . با آرزوی سلامتی و عزت و موفقیت روزافزون برای همگان در موضوع بازداشت ناگهانی و مجدد و بلاوجه برادر عزیزم آقای حمید بقایی یکی از خادمان راستین ملت ایران مطالبی را به استحضار می رسانم ؛
الف – چند نکته کلی:
1-  در فرهنگ دینی ما حکومت فی نفسه فاقد ارزش و اعتبار است مگر آنکه در خدمت احقاق حق و اجرای عدالت و جلوگیری از ظلم باشد چراکه در غیر این صورت از آب بینی بز مریض بی ارزش تر است.
2-  اینجانب و دوستانم با همه وجود معتقد به آرمانهای انقلاب و کشور عزیزمان بوده و همه زندگی و موجودیت  خود را برای خدمت به ملت و ارزش های الهی و انسانی وقف کرده ایم. ما به هیچ جناح قدرت و ثروت و دسته سیاسی وابستگی و دلبستگی نداشته و نداریم و تنها تعهد ما به مردم و انقلاب است.
3-  اعتراض به ظلم ، اعلام ظلم و تظلم علاوه بر اینکه حق قانونی و شرعی و انسانی هر فرد است، نه تنها موجب تضعیف نهادها نمی شود بلکه موجب تقویت آنها است چرا که ظلم مهمترین عامل در تضعیف و اضمحلال یک مجموعه و حکومت ها است.
مدعیان دلسوزی به جای اینکه مانع از اعتراض به ظلم شوند باید مانع از وقوع ظلم شوند.
4-  بنده و دوستانم اصولا با هر عمل خلاف شرعی مخالفیم و اگر حرفی می زنیم برای اصلاح وضع است و این حق طبیعی و قانونی هر شهروند است.
5-  برخی می گویند نباید علنی انتقاد کرد که موجب تضعیف است و باید موارد را به طور خصوصی به مقام معظم رهبری منتقل کرد. اما مگر همه مردم به ایشان دسترسی دارند و آیا می شود مسئولیت نظارت عمومی که وظیفه همگانی است و در اصل هشتم قانون اساسی مورد تاکید قرار گرفته است را به دوش ایشان نهاد و دیگران را از مسئولیت هایشان مبری کرد. در حالیکه ایشان بارها اعلام کرده اند که طبق قانون اساسی عزل و نصب برخی مسئولین به عهده ایشان است و ایشان در قبال عملکرد نهادهای مربوطه مسئولیتی ندارند.
البته اینجانب مجدداً نامه ای در همین ارتباط برای ایشان ارسال داشته ام.
6-  قوه قضاییه نباید مدعی باشد که فاقد اشکال است و از هر نوع انتقاد و اعتراض مصونیت دارد. نباید هر نوع نقد و اعتراض را به منزله ضدیت فرض کرده و با آن برخورد نماید. رییس قوه قضاییه و همکاران ایشان معصوم و مصون از خطا نیستند.
7-  در دستگاه قضایی کارکنان و قضات شجاع و شریف فراوان هستند و نقدها به معنی نادیده گرفتن حضور موثر و خدمات ارزشمند آنان نیست.
8-  مجدداً شهادت می دهم که برادر عزیزم آقای حمید بقایی فردی مومن ، انقلابی و فداکار و پاک‌دست و خدوم و باورمند به ارزش های الهی و انسانی و مردی کاردان و مردمی است.
ب – چنداصل از قانون اساسی:
اصل سی و هفتم :
اصل‌، برائت است و هیچ‌کس از نظر قانون مجرم‌شناخته نمی‌شود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.
اصل سی و دوم :
هیچ‌کس را نمی‌توان دستگیر کرد مگر به حکم وترتیبی که قانون معین می‌کند. در صورت بازداشت‌، موضوع اتهام‌باید با ذکر دلایل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثرظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع‌صالحه قضائی ارسال و مقدمات محاکمه‌، در اسرع وقت فراهم‌گردد. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود.
اصل سی و نهم :
هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون‌دستگیر، بازداشت‌، زندانی یا تبعیدشده به هر صورت که باشدممنوع و موجب مجازات‌است‌.
اصل سی و هشتم :
هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع‌ممنوع است‌، اجبار شخص به شهادت‌، اقرار یا سوگند مجاز نیست‌و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است‌.
متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود.
اصل سی و پنجم :
در همه دادگاهها طرفین دعوا حق دارند برای خودوکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشندباید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد.
اصل بیستم :
همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون‌قرار دارند و از همه حقوق انسانی‌، سیاسی‌، اقتصادی‌، اجتماعی وفرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.
ج – گزارش یک ظلم بزرگ :
صبح روز 18/3/1394 با شکایت دولت آقای روحانی ، آقای حمید بقایی معاون رییس دولت دهم از درب منزل مسکونی ، دستگیر و بخشی از اموال ایشان ضبط و بخشی از منزل پلمپ شد و همان روز سخنگوی قوه قضاییه با اعلام این خبر اتهامات ایشان را متعدد و از جمله اتهام مالی عنوان کرد.
بلافاصله رسانه های جمعی از جمله صدا و سیما با نشان دادن تصویر و اعلام نام تمام این خبر را منتشر و هرکدام اتهاماتی را به ایشان منتسب کردند.
برخی مسئولین قضایی و تحلیلگران این اقدام را نشانه شجاعت و استقلال دستگاه قضا و برخورد با دانه درشت ها اعلام کردند.
جناح های سیاسی نیز با جشن و پایکوبی از این دستگیری استقبال و هرکدام فهرستی از تهمت ها و افترائات را نثار آقای بقایی و اینجانب و دولت های مظلوم نهم و دهم نمودند و مسئولین قوه قضاییه در برابر این اقدامات خلاف اخلاق و خلاف شرع و خلاف قانون سکوت کردند.
اتهام آقای بقایی اجرای مصوبه دولت در تخصیص مجموعاً سیصد میلیون تومان پاداش پایان دوره و پس از 8 سال تلاش بی وقفه و شبانه روزی به هجده نفر از اعضاء دولت بوده است که تمام نهادهای قانونی نظارتی عدم مغایرت آن با قانون را رسماً اعلام کرده اند.
در طول هفت و نیم ماه زندان انفرادی که پنج ماه آن در اختیار وزارت اطلاعات بوده است بارها مورد بازجویی قرار گرفت و مواردی غیر مرتبط با اتهامات از او سوال و خواسته شده است که علیه همکاران خودش اتهاماتی وارد نماید و آزادی او را منوط به پذیرش این امر خلاف قانون و خلاف اخلاق کرده اند که این خود داستان دیگری است. آقای بقایی پس از آزادی بارها خواسته است که مشروح بازجویی ها جهت اطلاع مردم منتشر شود .
در طول بازداشت بازپرس پرونده بارها از دولت و دیگران خواسته است که هر مدرکی می توانند علیه آقای بقایی تهیه و ارائه نمایند. حتی گروهی کارشناس استخدام کردند و از بیت المال هزینه نمودند تا تمام اسناد ریاست جمهوری بررسی و مدارکی علیه ایشان جمع آوری و ارائه شود. به تعبیری تمام اسناد نهاد و زندگی ایشان را شخم زدند ولی همانگونه که از قبل معلوم بود به دلیل پاکی ایشان موردی یافت نشد.
در طول 56 روز اول اجازه ملاقات با وکیل را نداشت و وقتی وکیل این موضوع را رسانه ای کرد ، به اتهام اعلام محتوای پرونده ، پرونده ای برای او تشکیل و به نه ماه زندان محکوم شد. اگر کارشناسان حقوقی و قضایی در سراسر جهان این اقدام را با آنچه در کشورهای مختلف جهان جاری است مقایسه نمایند چه سیمایی از دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در دیدگاه مردم شکل خواهد گرفت.
در طول 5/7 ماه حتی اجازه خرید غذا از بیرون به ایشان نداده اند در حالیکه می دانستند ایشان ناراحتی گوارشی دارد. حدود 5 ماه که در اختیار وزارت اطلاعات بوده آفتاب ندیده است.
بازپرس مربوطه بارها و حتی در حضور وکلای پرونده به جای رسیدگی عادلانه و قانونی ایشان را تهدید کرده و بر خلاف همه قوانین ، بازداشت انحصاری یک ماهه را هفت بار تمدید کرده است. پوشاندن لباس زندانی و آوردن به دادسرا بدون جوراب و با دمپایی بخشی از بی احترامی ها بوده است. شرح تخلفات بازپرس از قوانین جاری و عدم پایبندی به مقررات مثنوی هفتاد من کاغذ می شود.
در دوره بازداشت ایشان – حدود دو سال قبل- چندین بار باذکر دلیل و مستندات درباره تخلفات و اصرار مسئولین قضایی به بازداشت و محکوم کردن آقای بقایی و هتک حرمت ایشان در افکار عمومی با مقام معظم رهبری مکاتبه و شرایط به اطلاع ایشان رسیده و درخواست آزادی آقای بقایی مطرح گردید.
ایشان نیز با ملاحظه انحراف روند رسیدگی از مسیر قانونی دستور نقض قرار بازداشت را صادر کردند.
بازپرس اصرار داشت که بدون هیچ دلیل و سندی قرار وثیقه ای چند میلیاردی صادر نماید که با مخالفت آقای بقایی مواجه شد و نهایتاً قرار کفالت صادر و ایشان پس از 225 روز بازداشت از زندان انفرادی آزاد شد.
در دوره بازداشت آقای بقایی اینجانب از معاون اول رییس جمهور فعلی به خاطر دوازده فقره افترا و تهمت به دولت قبل شکایت کرده و صدها برگ از اسناد و اطلاعات موجود و آشکار در دولت فعلی را به عنوان سند بر رد اتهامات به دستگاه قضایی ارائه دادم.
شکایت اینجانب به همان بازپرس آقای بقایی ارجاع شد . این بازپرس بدون کوچک ترین رسیدگی یا سوال از اینجانب یا وکیل اینجانب و یا از طرف شکایت و یا وکیل طرف شکایت و یا حتی یک استعلام از دستگاه های ذیربط در مورد صحت اسناد تحویلی ، شکایت اینجانب را رد کرد.
اما پس از یک سال و نیم مجدداً در صبح روز 18/4/1396 مامورین دادستانی با حکم جلب آقای بقایی به درب منزل ایشان مراجعه و ایشان را نزد بازپرس برده اند.
آقای بازپرس بدون طرح هیچ مطلب جدیدی و صرفاً با تکرار برخی سوالاتی که قبلا بارها پرسیده شده و جواب داده شده بود با این ادعا که اطمینان ندارد در وقت احضار برای ادامه دادرسی ، آقای بقایی مراجعه نماید و یا اینکه احضاریه فرستاده و مامور مربوطه خانه آقای بقایی را شناسایی نکرده است، قرار کفالت را به وثیقه پنجاه میلیارد تومانی تبدیل و ایشان را روانه زندان کرده است. وثیقه اولیه 3 میلیارد تومان بوده که آقای بقایی آن را نیز نپذیرفته بود. وکیل آقای بقایی به عنوان اعتراض ذیل قرار نوشته است که ؛ آدرس آقای بقایی همانجا است که مامورین شما دو بار او را دستگیر کرده اند و به علاوه بخشی از منزل ایشان را برای ماه ها پلمپ نموده اند. ضمناً ایشان دو نفر کفیل و دو نفر وکیل دارد که می توانستید با آنها مکاتبه نمایید.
د- چند سوال مهم :
1- در فاصله 5/1 سال چه اتفاقی جز ثبت نام آقای بقایی و اینجانب در انتخابات ریاست جمهوری روی داده است؟
2- بازپرس تا چه مدت برای تحقیقات زمان لازم دارد ، آیا 5/7 ماه بازداشت انفرادی و 5/1 سال پس از آن برای تحقیقات کافی نبوده است؟ در حالیکه طبق قانون باید اول تحقیق شود و سپس بر پایه مستندات کافی جلب یا احضار و غیره صورت گیرد.
3- آیا باید طوری عمل شود که امید به احقاق حق مردم توسط دستگاه قضایی جای خود را به تلاش و جستجو برای یافتن مرجعی جهت رهایی از اجحافات برخی عناصر دستگاه قضایی دهد؟
4- اینجانب و همکارانم چه گناهی مرتکب شده ایم که ظاهراً حیثیت و زندگی و مال ما هدر است. آیا ما هیچ حقوقی نداریم ؟
5- آیا ما مرغ عروسی و عزا هستیم. هرگاه جناح های سیاسی می خواهند درگیر شوند ابتدا با ما برخورد می کنند و اگر صلح کنند باز هم با ما برخورد می کنند و اگر زورشان به دیگری نرسد باز به سراغ ما می آیند.
6- آیا خدمت به مردم ، دفاع از حقوق ملت و منافع و استقلال و عزت ملی و تلاش برای پیشرفت کشور جرم است. آیا اینکه ثروت کشور را برای همه مردم خواسته ایم جرم نابخشودنی است؟
7- روزی در مجلس موضوعی را مطرح کردیم و رسیدگی هم نشد ، آیا همچنان باید چوب آن را بخوریم؟
8- طی چهار سال دولت دهم از طرف مجلس و قوه قضاییه تحت شدید ترین فشارها بودیم و بارها قیچی شدیم. اینک چهار سال است در کناریم ، چرا باید همچنان تحت فشار باشیم؟
9- اینکه در برابر زیاده خواهی های انگلیس و آمریکا و صهیونیسم ایستادیم و ناسزا شنیدیم اما از حقوق ملت کوتاه نیامدیم و پای هیچ سندی را علیه منافع ملت امضاء نکردیم جرم نابخشودنی ماست؟

ه- اشکالات اساسی که به کار قوه قضاییه از جهت ساختاری و آیین رسیدگی وارد است که در وقت مقتضی به آن خواهم پرداخت.
اینجانب دنبال پست و مقام و ثروت نبوده و با همه وجود علاقه مند و باورمند به مبانی و ارزش های انقلاب و منافع ملی و آبروی کشور و مردم هستم.
چرا که اگر چنین نبود باید به گونه دیگری عمل می کردیم. 12 سال سنگین ترین و بدترین اهانت ها را روا داشتند ولی به خاطر مردم و مصلحت کشور سکوت و تحمل کردیم . بدون هیچ استدلالی ما را رد صلاحیت و از حقوق اجتماعی محروم و دایره انتخاب مردم را محدود کردند باز هم سکوت کردیم و سالها بدون منت و شبانه روزی در خدمت کشور ، مردم و انقلاب بودیم و خواهیم بود. نباید عده ای اقلیت محض خود را صاحب و مالک و اصل انقلاب و اکثریت قاطع مردم را غریبه ، ضد و یا مخالف انقلاب بشمارند که این کار خود بدترین عمل ضد انقلابی است. انقلاب و کشور متعلق به هشتاد میلیون ایرانی است و قریب به اتفاق دلسوز کشور و انقلابند و حق دارند از کشور و انقلاب و دستاوردهای آن و حقوق مسلم خودشان دفاع کنند.
گرچه اطمینان دارم روزی به این امور رسیدگی خواهد شدو آرزو نمی کنم که مسئولین ارشد قضایی روزی به عنوان متهم گذرشان به مجموعه خودشان بیفتد و این دردها را شخصاً تجربه کنند ، اما انتظار دارم و توصیه می کنم که خارج از تشریفات مقامات و به عنوان یک فرد عادی و خریدار از بیرون به مجموعه خود نگاهی داشته باشند ، اطمینان دارم که در این صورت تصمیمات اصلاحی بزرگی به نفع مردم خواهند گرفت.
از رییس قوه قضاییه انتظار دارد که دستور دهند آقای بقایی به فوریت آزاد شود و از ادامه این ظلم بزرگ جلوگیری نمایند.
از خداوند منان برای همگان توفیق خدمت و برای ملت ایران عزت و سرفرازی مسئلت دارم.

خادم ملت ایران
محمود احمدی نژاد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
[Forwarded from عبدالرضاسلطانی]
 آیا همین یک سند برای محاکمه فتنه‌گران کافی نیست؟!
 
«مایکل لدین» مشاور سابق شورای امنیت ملی آمریکا و عضو برجسته مؤسسه «آمریکن اینترپرایز» و دستیار ویژه «دونالد رامسفلد» وزیر دفاع اسبق آمریکا و «دیک چنی» معاون جرج بوش در یادداشتی (مرداد ۹۴) در نشریه «فوربس» افشا کرد:
سناتور «چاک شامر» نقش مستقیمی در #نامه_نگاری_محرمانه بین دولت اوباما و سران جنبش سبز #علیه_دولت ایران در سال 1388 و در پی انتخابات ریاست جمهوری داشت.

لدین می‌افزاید: دولت (آمریکا) تصمیم گرفت #پیامی برای گروه (میر حسین) موسوی و جنبش سبز بفرستد. سناتور شامر دوستی در وال استریت داشت که با سبزها در ارتباط بود و همان فرد به عنوان رابط انتخاب شد.

وی در ادامه می‌آورد: از شامر خواسته شد از طرف دولت این پیام را به رهبران سبزها منتقل کند: «سبزها باید بدانند که این سوالات از جانب وزیر خارجه (آمریکا) ارسال شده است. سوالات این‌هاست: ما باید چه کاری انجام دهیم؟ چه کاری نباید انجام دهیم؟»
پاسخ این پیام در یک یادداشت 8صفحه‌ای در تاریخ 30 نوامبر 2009 (9 آذر 88) دریافت شد. نویسندگان محتاط بوده‌اند، و من دلایل روشنی دارم که چند نفر در تهران روی آن کار کرده‌اند.

در این نامه تصویری از ایران با عبارت‌های بسیار خشنی آمده بود که این کشور تحت «حکومت استبدادی»، «رژیمی خشن» و «دیکتاتوری» است که با سرکوب مردم و چپاول منابع عمومی ادامه حیات می‌دهد. همچنین در این نامه تأکید شده بود: حکومت قابل اصلاح نیست اما نیروهای حامی تغییر در داخل قوی هستند و به‌خوبی هدایت می‌شوند.

لدین در مطلب خود می‌نویسد: سبزها به دولت اوباما دقیقاً گزینه‌های واقعی را گفتند؛ یا از رژیم حمایت کنید یا از آزادی حمایت کنید و تغییر دموکراتیک در ایران را تشویق و حمایت کنید. نویسندگان آن نامه به واشنگتن هشدار داده‌ بودند که اگر با تهران به #توافق_هسته‌ای دست یابید، باید در برابر رویکردهای خارجی و داخلی تهران سکوت کنید.

در بخش‌هایی از این نامه که در 9 آذر فرستاده شده، به طرف آمریکایی اطلاع داده می‌شود که تظاهرات بزرگ بعدی برای 16 آذر روز دانشجو برنامه‌ریزی شده است. #نویسندگان نامه همچنین ایران را به حمایت از #تروریسم و تلاش برای دستیابی به #بمب_اتمی و استیلا بر #خاورمیانه متهم کرده بودند.

گفتنی است دقیقاً پس از این بود که آمریکایی‌ها در عرصه تقابل اقتصادی شدیدترین تحریم‌ها را علیه مردم ایران وضع کردند. تصویب قطعنامه تحریمی 1929 در شورای امنیت که خود پایه گذار تحریم‌های بعدی شد، حاصل این پروژه بود.

@abdorezasoltani




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 خرداد 1396 :: نویسنده : کاووس رکوفیان
حالا که خانم های محترم بی سد و صدا و جنجال ، اجازه دارند در ورزشگاه ها حضور یابند و از صدا و سیما هم پخش می شود ، خوب است با حوصله مواضع برخی حضرات را در زمان احمدی نژاد مرور کنیم : {{ محمد حسین روانبخش : یکی از بحث برانگیزترین دستورات محمود احمدی نژاد در سال اول تشکیل دولتش ، دستوری ورزشی بود ! اردیبهشت ماه 1385 ، خبر رسید که احمدی نژاد در نامه ای به محمد علی آبادی رئیس سازمان تربیت بدنی آن روزها ( و بعد ها: سرپرست شیلات ! و سرپرست وزارت نفت!) از او خواسته که حضور بانوان در ورزشگاه ها را عملی کند . علی آبادی همان روزها در رابطه با دستور احمدی نژاد گفت‌: بدون شك این قضیه یكی از محورهای مهم كار ما خواهد بود كه باید روی آن تبلیغاتی جدی داشته باشیم. ما باید از جوانان بخواهیم با رعایت كامل همه جوانب در ورزشگاه‌ها حضور داشته باشند چرا كه خواهران و مادران آن‌ها پس از این در كنارشان خواهند بود. وی در پاسخ به این سوال كه آیا حضور بانوان در استادیوم‌های ورزشی ممكن خواهد بود یا خیر، چنین گفت‌: ما موظفیم دستور دكتر احمدی نژاد را اجرا كنیم! نظر تعدادی از نمایندگان مجلس، روحانیون و در راس آنها مراجع، دقیقا مخالف دستور احمدی نژاد بود. نمایندگانی از قبیل سعید ابوطالب عضو کمیسیون فرهنگی مجلس اعتقاد داشتند که اصلا شرایط برای حضور زنان در ورزشگاه‌ها فراهم نیست. عبدالله کعبى نماینده آبادان در نطقی آتشین رئیس جمهور را بى خبر از فضاى ورزشگاه‌ها دانسته و گفت: ما هم با حضور زنان در عرصه هاى اجتماعى موافقیم اما باید زمینه حضور آنها در ورزشگاه‌ها مهیا باشد. آیا رئیس جمهور خود فضاى ورزشگاه ها را دیده است که چنین دستورى صادر مى‌کند؟محمد تقی رهبر نماینده روحانی اصفهان هم ابراز عقیده کرد که حضور زنان در ورزشگاه ها شرعا جایز نیست. سید احمد خاتمی‌خواست که احمدی نژاد در دستور خود بازنگری کند .محمد تقی مصباح یزدی هم که آن روزها از هواداران سفت و سخت احمدی نژاد بود با لحنی ملایم از آن انتقاد کرد . اما مهمترین انتقادات به این دستور احمدی نژاد از سوی مراجع شکل گرفت که در 9 اردیبهشت 1385 در رسانه‌های مختلف بازتاب وسیعی داشت .آیت الله فاضل لنکرانی و آیت الله میرزا جواد تبریزی صراحتا اعلام کردند که حضور بانوان در ورزشگاه ها به هیچ وجه جایز نیست. آیت الله صافى گلپایگانى ضمن مخالفت با این دستور، از این قضیه ابراز ناخرسندى کرد که تذکراتش در مورد عفاف و حجاب زنان شنیده نشده است. آیت الله مکارم شیرازی در این زمینه گفت :« ایشان (احمدی نژاد) باید دقت داشته باشند، مسائل کشور را یک شبه با یک تصمیم نمى‌توان حل کرد. در هر مسئله اى باید به مشاوران آگاه به آن زمینه مراجعه کرد. در مسائل دینى به مراجع و علما، در مسائل اقتصادى به اقتصاددانان، در مسائل سیاست خارجى به آشنایان به سیاست خارجى. آقاى رئیس‌جمهورى نباید تنها به مشاوران خودشان در این زمینه قناعت کنند». جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز با صدور اطلاعیه ای از نظر مراجع در این باره حمایت و از صدور چنین دستوری ابراز تاسف کرد.

در مقابل این اعتراضات در وهله اول نه تنها تبعیتی از سوی دولت دیده نشد بلکه سخنانی به نقل از یکی از مشاوران احمدی نژاد منتشر شد که تعریضی به مراجع بود، به طوری که هادی دوست محمدی نماینده سمنان در آن زمان خواست که احمدی نژاد مشاور خود را برکنار و از مراجع عذرخواهی کند .همچنین مهدی کوچک زاده از نمایندگان حامی‌احمدی نژاد در مجلس چنین گفت : «این دستور منطبق بر قانون است و رئیس جمهور سلیقه ای عمل نکرده است .فقط مجلس می‌تواند با قانونگذاری مانع حضور زنان در ورزشگاه‌ها شود و نمی‌توان با فتوای مراجع این کار را کرد، اگر چه فتوای مراجع برای مقلدان آنها محترم است»! همچنین احمدی نژاد در سفر استانی زنجان چنین گفت :« در محیط هایى که زنان حضور دارند آن محیط سالم و عاطفى خواهد بود و انحراف اخلاقى مرد و زن ندارد. بعضى از تعصبات در مورد زنان متعلق به اسلام نیست. متاسفانه هر جا بحثى از فساد اخلاقى مى شود، خانم‌ها در این مورد مقصر شناخته مى‌شوند، اما مگر مردان مشکل ندارند؟ متاسفانه بعضى ریشه مفاسد را در زنان مى‌بینند، درحالى که این طور نیست». ضمن اینکه متاسفانه صدا و سیما هم نظرات مراجع را منعکس نکرد که این امر هم موجب اعتراضاتی شد ، از جمله آیت الله استادی خطیب جمعه قم 15 اردیبهشت در نماز جمعه به صراحت عنوان کرد :« چرا سیمای ملی ایران خبر مخالفت مراجع با ورود بانوان به ورزشگاه ها را پخش نکرد؟ رسالت سیما خبر رسانی صحیح است، باید همان طور که خبر ابلاغ رئیس جمهور منعکس شد، خبر فتاوا و مخالفت مراجع هم منعکس می‌شد».مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی هم در درس خود اعلام کرد: به حرف‌های سخیفی که از برخی شنیده می‌شود توجه نکنید ، هر جا دیدید اسلام در خطر است، فریاد بزنید و نهراسید. شجاع پوریان نماینده اصلاح طلب آن روزها هم‌یک بار دیگر سعی کرد وجدان‌ها را کمی‌بیدارتر کند و گفت: «اگر چنین اتفاقی در زمان خاتمی‌می‌افتاد، کفن پوشها به راه می‌افتادند».

دولتی ها نهایتا به این نتیجه رسیدند که نباید در این دستور بیش از این پافشاری کرد و در 18 اردیبهشت غلامحسین الهام اعلام کرد که در دستور حضور زنان در ورزشگاه‌ها تجدید نظر خواهد شد؛ اما این دستور و ماجراهای پس از آن وضعیت دولت اصولگرا را نشان داد ...زمان گذشت و اتفاقات دیگری هم شکل گرفت تا حالا، شش سال پس از آن دستور، حجت الاسلام محمد تقی رهبر رئیس فراکسیون روحانیون مجلس به صراحت اعلام می‌کند : مراجع در بیوتشان را به روی دولت بسته‌اند.}}




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 خرداد 1396 :: نویسنده : کاووس رکوفیان
( پیام های آشنا )
_ حسن روحانی در پیام امروز برای حوادث تروریستی تهران : {{ ملت بزرگ ایران شما مردان و زنان دلاور این سرزمین از همان روزهای نخستین پیروزی انقلاب اسلامی، بهای عزت، استقلال و آزادی خود را در کنار توطئه های بزرگی از ترورهای وحشیانه تا جنگ تحمیلی با جانفشانی و شهادت فرزندان خود پرداخته اید. }}
_ بله ملت عزیز ایران ، شما رفتید و جانفشانی کردید و اسیر و جانباز شدید و از همان اول انقلاب ، ما بر مناصب و صندلی ها تکیه زدیم ! اکنون که بار دیگر صندلی ریاست برای 4 سال دیگر را به ما واگذار کردید ، با حوادث تروریستی امروز ، بار دیگر نوبت جانفشانی شما فرا رسیده است @ به وظیفه تان عمل کنید . . .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 13 خرداد 1396 :: نویسنده : کاووس رکوفیان
( علنی یا غیر علنی ؟)
دادگاه و جلسۀ رسیدگی به جرائم به خصوص اتهامات سیاسی ، باید علنی باشد . در برخی موارد ، قانون به قاضی اجازه داده است که رسیدگی به برخی اتهامات و جرائم را غیر علنی نماید .
همین قانون ، باعث سوء استفاده و تفسیر به رای قانون شده و هر کجا از دستگاه قضا خواسته می شود که دادگاهی را علنی نماید یا متن کامل اتهامات و نحوۀ رسیدگی را اعلام کند، می گویند قاضی تشخیص داده است که غیر علنی باشد !
تاکنون آقایان بقایی ، رحیمی ، جوانفکر و اخیرا عبدالرضا داوری ، خواستار انتشار کل پروندۀ قضایی خود شدند . 
در حالی که قانون فقط در موارد خاص ، به قاضی اجازه داده که دادگاه و دادرسی را غیر علنی نمابید نه اینکه به سلیقه و میل باب جناب قاضی !

قانونگذار در اصل 165 اظهار می‌کند که« محاکمات ، علنی انجام می شود و حضور افراد بلامانع است مگر آنکه که به تشخیص دادگاه علنی بودن آن منافی عفت یا نظم عمومی باشد، یا در دعاوی خصوصی، طرفین دعوا تقاضا کنند که محاکمه غیر علنی باشد.»

همچنین در ماده 188 قانون آیین دادرسی کیفری در مورد ترتیب رسیدگی در دادگاه چنین بیان می‌کند:«محاکمات دادگاه علنی است به استثنای موارد زیر به تشخیص دادگاه

1- اعمال منافی عفت و جرایمی که بر خلاف اخلاق حسنه باشد

2- امور خانوادگی یا دعاوی خصوص به درخواست طرفین

3- علنی بودن محاکمه مخل امنیت یا احساسات مذهبی باشد»







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 12 خرداد 1396 :: نویسنده : کاووس رکوفیان
( دربارۀ محکومیت و زندان رفتن دکتر داوری )
- دکتر عبدالرضا داوری ، در نظام جمهوری اسلامی که در  رأس  عدلیۀ آن یک فقیه و مجتهد منصوب ولی فقیه حاکم است، به دلیل چند نظر خوانندگان یک مطلب ،به دو سال زندان قطعی ، محکوم شده است . در ماه رمضان ، در حین رانندگی همراه زن و فرزندانش ، دستگیر و روانه زندان می شود . نه حرمت ماه رمضان نگه می دارند و نه عطوفت انسانی حالیشان می شود که یک استاد دانشگاه و شخصیت ملی و مرد و  پدر آبرومند یک خانواده را این گونه تحقیرامیز بازداشت می کنند !
ما با چه کسانی طرف هستیم ؟



متنی که چند ماه قبل در این باره نوشتم : محکومیت چناب آقای داوری به سه سال حبس قطعی به علت درج سه نظر ، در فیس بوک هک شدۀ وی ، ابتدا چنان جوک مانند و شوخی به نظر می رسید که منتظر  خبر تکذیب آن یا اشارۀ به اصل موضوع ( مثلا محکومیت به دلایل دیگر از طرف دستگاه قضا ) بودیم .  اما با گذشت زمان ، عمق فاجعه و  حقیقت دردناکی را که قبلا  از رفتارهای این جماعت دیده بودیم ، بار دیگر یادآوری نمود . از محکومیت شش ماهۀ جوانفکر به خاطر  بحث حجاب در نشریۀ خاتون و ادعای توهین  به رهبری تا حبس انفرادی و 224 روزۀ  آقای بقایی بدن صدور کیفرخواست !  احترام به افکار عمومی و ارائه توضیحی را که از این دستگاه انتظار ندارم .  اینکه یک استاد مبارز و انقلابی و روشنگر را  به دلیل  بسیار مبتذلی همچون درج سه نظر در فیس بوک ، سه سال روانۀ زندان کنی ، در روز روشن و جلو چشم تمام دنیا ! فقط می پرسم : آیا دستگاه قضای ما ، می خواهد روی دستگاه  قضای سابق را سفید کند ؟ آیا نشنیده اند که {{ آن ها فقط اسم آزادی و دمکراسی را می آورند.

من خاطره یی را برای شما نقل کنم. شماها واقعاً یادتان نیست، چون در آن زمان نبودید؛ اما افرادی که بودند، می دانند اختناق چه بود؛ اصلاً قابل تصویر نیست. سال ۴۲ بنده را به زندان قزل قلعه بردند. در همان زمان، چند جوان تهرانی را هم آوردند. من از پشت درِ سلول شنیدم که دارند حرف می زنند؛ فهمیدم اینها را تازه دستگیر کرده اند. قدری خوشحال شدم؛ گفتم چند روزی که بگذرد و بازجویی ها تمام شود، داخل زندانِ انفرادی هم گشایشی پیش می آید؛ با اینها تماس می گیریم و حرفی می زنیم و بالاخره یک هم صحبتی پیدا می کنیم. شب شد؛ دیدیم یکی یکی آنها را صدا کردند و بردند. یک ساعت بعد من در همان سلول مشغول نماز مغرب و عشا شدم. بعد از نماز دیدم یک نفر دریچه ی روی درِ سلول را کنار زد و گفت: حاج آقا! ما برگشتیم. دیدم یکی از همان تهرانی هاست. گفتم در را باز کن، بیا تو. در را باز کرد و آمد داخل سلول. گفتم چرا زود برگشتی؟ معلوم شد آنها را پای منبر مرحوم شهید باهنر گرفته بودند. شهید باهنر ماه رمضان سال ۴۲ در شبستان مسجد جامع تهران منبر رفته بود؛ ساواکی ها هجوم می آورند و عده یی را همین طوری می گیرند؛ این پنج شش نفر هم جزو آنها بودند. خود شهید باهنر را هم همان وقت گرفتند و به زندان قزل قلعه بردند. از این افراد بازجویی می کنند، می بینند نه، اینها کاره یی نیستند و فعالیت مهمی ندارند؛ لذا آنها را رها می کنند. وقتی وسایل جیب آنها را می گردند، تقویمی از این شخصی که او را باز گردانده بودند، پیدا می کنند که در یکی از صفحات آن با خط بدی یک بیت شعر غلطِ عوامانه نوشته شده بود:

جمله بگویید از برنا و پیر

لعنت اللَّه رضا شاه کبیر

او نه شعار داده بود، نه این شعر را چاپ کرده بود، نه جایی آن را نقل کرده بود؛ فقط در تقویم جیبی اش این شعر عوامانه را نوشته بود. به همین جرم، او را شش ماه به زندان محکوم کردند!

بحث این نبود که کسی در جایی شعار بدهد، حرفی بزند یا در تریبونی اظهارنظری بکند. بنده سال ۵۰ در مشهد برای دانشجوها درس تفسیر می گفتم و اوایل سوره ی بقره - ماجراهای بنی اسرائیل - را تفسیر می کردم. بنده را به ساواک خواستند و گفتند چرا شما راجع به بنی اسرائیل حرف می زنید؟ گفتم آیه ی قرآن است؛ من دارم آیه ی قرآن را معنا و تفسیر می کنم. گفتند نه، این اهانت به اسرائیل است! درس تفسیر بنده را به خاطر تفسیر آیات بنی اسرائیل - چون اسم اسرائیل در آن بود - تعطیل کردند. اختناق در آن زمان عجیب بود؛ . . . }}




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 8 خرداد 1396 :: نویسنده : کاووس رکوفیان
بنا به اعلام رویترز، رژیم بحرین شیخ عیسی قاسم، رهبر جنبشهای مردمی بحرین برای براندازی رژیم آل خلیفه را به جرم پولشویی و جمع‌آوری غیرقانونی پول از طریق دریافت خمس، به یک سال حبس تعلیقی به مدت سه سال، محکوم کرد؛ هم‌چنین دادگاهی در بحرین، این روحانی شیعه را، که اواسط دهه ۷۰ زندگی خود را سپری می‌کند، محکوم به پرداخت صدهزار دینار (بیش از ۲۶۵ هزار دلار) جریمه نقدی کرده است.
بدون هیچ قضاوتی باید عرض کنم که شیخ عیسی قاسم در دستگاه مختصات رژیم بحرین یک نیروی برانداز و محارب علیه رژیم آل خلیفه محسوب می شود؛ او کسی است که پس از خیزش مردم بحرین در 25 بهمن 89، رهبری انقلاب بحرین را برعهده گرفت و بارها مردم بحرین را برای تظاهرات خیابانی به خیابانها فراخواند تا آنجاکه در واکنش به سخن حمد بن عیسی آل خلیفه پادشاه بحرین که مخالفان رژیمش را اندک خوانده بود، به دعوت شیخ عیسی قاسم تظاهراتی با عنوان «لبیک یا بحرین» با حضور بیش از نیم‌میلیون نفر در منامه برگزار شد؛ این تظاهرات بزرگ‌ترین تجمع تاریخ کشور بحرین بود که بیش از ۵۰٪ بحرینیان در آن حضور داشتند، به‌طوری که راهپیمایی «همه‌پرسی» خوانده شد و این نخستین باری بود که خود شیخ عیسی قاسم در تظاهرات شرکت می‌کرد.
امروز با خود می اندیشیدم که اگر شیخ عیسی قاسم در ایران بود و در موقعیت یک نیروی محارب و برانداز، مردم را برای راهپیمایی های ضدنظام به خیابان فرا می خواند و خود نیز پیشاپیش تظاهرکنندگان حرکت می کرد با چه حکم و برخوردی از سوی دادگاه انقلاب و قاضی صلواتی روبرو می شد؟ پاسخ به این سوال نیاز چندانی به تامل ندارد اما بنا دارم از مدعیان انقلابی گری و ولایتمداری که از حکم دادگاه بحرین علیه شیخ عیسی قاسم برآشفته اند بپرسم  چرا آن زمان که مهندس حمید بقایی را تنها به جرم قرابت با دکتر احمدی نژاد، بدون هیچ کیفرخواستی 225 روز به سلولهای انفرادی بردند تا برایش پرونده بسازند سکوت کردید و از رفتارهای دستگاه امنیتی و قضایی کشورمان انتقاد نکردید؟
اینکه یک رژیم سلطنتی غیردمکراتیک مانند رژیم آل خلیفه، رهبر مخالفان و نیروهای برانداز و محارب علیه رژیم حاکم را تبعید کند یا به یکسال حبس تعلیقی محکوم کند آن قدر عجیب نیست که معاون رییس جمهور در دولت دهم را بدون هیچ اتهام مشخصی، پنج ماه از آفتاب محروم کنند و کاری کنند که برای برقراری یک تماس تلفنی با خانواده، یک ماه اعتصاب غذا کند؟ از پرونده محکومیت خود می گذرم که مصداق بارز ضرب المثل گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری بود! سه نفر ناشناس در صفحه فیسبوک منتسب به اینجانب که هک شده و از دسترس خارج بود،  سه کامنت گذاشتند و قاضی صلواتی عزیز نیز به سه سال حبس محکومم نمود!
صاحب این قلم تعرض رژیم بحرین علیه حقوق شهروندی شیخ عیسی قاسم را محکوم می کند اما خطاب به رگهای برآمده ولایتمدارانی که ناگهان به یاد حقوق بشر و شهروندی افتاده اند یادآور می شود که از استانداردهای دوگانه دست بردارید و اگر یک جوالدوز به آل خلیفه حواله می کنید، یک سوزن هم به ناقضان حقوق شهروندی در داخل حواله نمایید تا اعتراضاتتان به امثال آل خلیفه کمی موجه باشد. از سیاست یک بام و دو هوا در حوزه حقوق بشر دست بردارید.
نقض حقوق شهروندی هر انسانی محکوم است چه در منامه چه در تهران؛
چه عیسی قاسم چه حمید بقایی!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
( احمدی نژاد را خدا رئیس جمهور کرد !)
( شما نبودید که  . . . )
مذهبی های حامی جمهوری اسلامی ، مدعی بودند که آنها ، احمدی نژاد را رئیس جمهور کردند و بعد ، احمدی نژاد مغرور شد و منحرف گشت و نافرمانی کرد و . . .
_ ای مذهبی ها ، حزب اللهی ها ، هیأتی ها ، آقای مصباح و شاگردان آقای مصباح ، مداحان و طرفداران آنها و اصولگرایان و . . .
اکنون رقیب شما ، حسن روحانی  و دولتش ، ضعیف ترین ، تنبل ترین ، ناکارآمدترین ، منفورترین ، اشرافی ترین ، ذلیل ترین و غیر انقلابی ترین رئیس جمهور و کابینه از اول انقلاب تاکنون است !
_ کاندیدای شما ، آقای رئیسی ، مورد اتفاق تمامی اصولگرایان و مذهبی ها و حزب اللهی هاست . به قول آقای پناهیان ، هیچ وقت نخبگان جریان انقلابی ، بر کسی همچون رئیسی ، اتفاق نظر نداشتند . پس شما با قوی ترین و انقلابی ترین کامدیدای خود با حداکثر وحدت ، به میدان آمده اید .
_ سی ام اردی بهشت ، وقتی با بهت و حیرت دیدید که قوی ترین مهرۀ شما در مقابل ضعیف ترین مهرۀ جریان رقیب ، مغلوب شد لطفا مردم و ملت را سرزنش نکنید و نگویید ایران ، کوفه شده است .
_ و یادتان باشد : شما ، احمدی نژاد را رئیس جمهور نکرده بودید  و الا می توانستید جلیلی یا رئیسی را هم رئیس جمهور کنید . سیلی سخت تاریخ ، در پیش است ! اگر به خود بیایید و الا . . .






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : کاووس رکوفیان
جمعه 29 اردی بهشت ، صبر می کنم تا خبر رفتن دکتر پای صندوق ها اعلام شود و می روم در برگه می نویسم : محمود احمدی نژاد . والسلام



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : کاووس رکوفیان
( خاتمی در کدام میدان پیروز است ؟)
می گویند محمد خاتمی با یک پیام ، سیل آرا را به طرف کاندیدای دلخواه روانه می کند . او یک رهبر جریان ساز و هدایتگر در مواقع حساس است .
درست است اما خاتمی در میدانی موثر و پیروز بوده و هست  که دکتر احمدی نژاد ، حضور نداشته است .
در انتخابات ریاست جمهوری 84 ، خاتمی از معین حمایت کرد و معین پنجم شد . البته بالاتر از علی لاریجانی بود .

در انتخابات مجلس هفتم ، محمد خاتمی رسما لیستی داد به نام "یاران خاتمی" که موفق به حضور در مجلس نشدند . در همان دوره ، اصولگرایان با انتساب خود به احمدی نژاد ، وارد مجلس شدند .
در انتخابات 88 خاتمی و هاشمی و تمام ظرفیت اصلاح طلبی و اعتدال پشت سر موسوی قرار گرفت و پس از شکست ، زیر میز زدند و مردم را به جان هم انداختند .
با حذف احمدی نژاد و نمایندگان وی ، بار دیگر شاهین پیروزی بر دوش محمد خاتمی نشست و در انتخابات 92 در فقدان جریان بهار ، مردم به حسن روحانی رای دادند .
در انتخابات مجلس در اسفند 94 هم که دکتر احمدی نژاد ، لیستی نداشت ، در دو انتخابات مجلس شورا و خبرگان، خاتمی با انتنشار کلیپ "تکرار می کنم " ، میروهای جریان خود را بسیج کرد و برنده شدند .
در این دوره هم با حذف دکتر احمدی نژاد و بقایی ، بار دیگر محمد خاتمی جریان ساز و رای آور شده و مقدمات برد حسن و لیست اصلاح طلبان در شوراها را فراهم کرده است .






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 14 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :